خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘ادبي’ Category

 
 

 
هر روز كه مي گذرد
احساس مي كنم
چيزي از درونم كنده مي شود
چيزي از درونم گم مي شود
و هر روز تهي تر مي شوم
گاهي،
گه گاهي
چيزي از درونم مي جوشد
مي بالد، مي نوشد
اما آن هم دوامي ندارد
سرريز مي شود و از درون تهي
تنها،تنهاييست كه مي ماند
اين بهترين دوست
ريشه دوانده است در تمام رگ هايم
و زرد گشته [...]

Read Full Post »